کشتار هزاره ها در کویته و پندها و عبرتها
بعد از عبدالرحمن تعصبات قومی ٬نژادی و مذهبی بر مردم هزاره با شیب و فراز ادامه یافت تا اکنون که توسط دستهای پنهان و مرموز منطقه شدت یافته است .
وقتی احساس همدردی و غم شریکی مردم را در اقصی نقاط جهان شامل تظاهرات و اعتصاب غذا مشاهده میکنم ٬ از اینکه یک هزاره میباشم و در بین مردم من چنین احساس انسانی و اخوت و برادری وجود دارد احساس بسیار خوبی به من دست میدهد . وبه آینده درخشان این مردم بسیار خوش بین میشوم .
اما گاهی تجزیه و تحلیلهای خام و نسنجیده بعضی به ظاهر روشنفکران را میخوانم احساس میکنم که عده ای میخواهند از آب گل آلود ماهی مراد را بگیرند و فضا را به نفع اندیشه ها و نظریات خطرناک خویش تمام کنند.
عده ای قضیه را صد در صد مذهبی جلوه میدهند و سعی میکنند ٬با شعارهای تند مذهبی ٬ تعصبات مذهبی را شعله ور نموده و در نتیجه عده بیشماری از برادران اهل سنت ما که شدیدا اینگونه اعمال را تقبیح نموده و با قتل و کشتار مذهبی مخالف هستند ٬ نسبت به این موضوع حساس شده و عملا از حمایت و پشتیبانی مردم هزاره خود داری خواهند ورزید .
از طرف دیگر عده ای هم با غرض و یا بدون غرض ٬ کشتار هزاره را صد در صد نژادی و قومی جلوه میدهند و سعی میکنند که به انواع ترفندها ٬ مردم را نسبت به باورها و ارزشهای دینی و مذهبی خود دلسرد کنند.
به نظر اینجانب ٬ قتل و کشتار مردم هزاره بسیار پیچیده تر از آن است که ما بخواهیم در قالب نژاد و یا مذهب بگنجانیم .
اگر عمیق تر بیندیشیم ٬ این قضیه هم دلیل نژادی و هم دلیل مذهبی داشته و در کنار آن عوامل دیگری هم هست که نباید از آن غافل شد . که یکی از این عوامل مسایل سیاسی و معاملات منطقه ای میباشد که در پاکستان و کشورهای همسایه آن در جریان است .
مردم هزاره چه در پاکستان و چه در افغانستان ٬ نقاط ضعف زیادی دارند که هر یک صدمات شدیدی بر پیکره این جامعه وارد میکند .
تنها راهی که برای مقابله با این نقاط ضعف وجود دارد این است که اولا جامعه هزاره استقلال خود را از بعضی کشورها مانند ایران حفظ نموده و منافع خود را دنبال کنند چرا که بعضی از سیاستهای ایران مانند روز قدس و حمایت از فلسطین و تظاهرات روز قدس نه تنها منافعی برای جامعه هزاره ندارد بلکه میتواند ضررهای بیشماری را وارد کند .
سکولار شدن و بی دینی هم راهی نیست که مردم هزاره در پناه آن به مقاصد و منافع برسد چراکه این راه توسط بسیاری از جوامع تجربه شده و غیر از فروپاشی و شکست چیزی دیگری را بدنبال نداشته است .
خوب است که مردم هزاره نه مانند شبکه اهل البیت و اللهیاری راه تند و افراطی را در پیش گیرند و نه مانند عده ای از روشنفکر نماها طبل بی دینی و بی مذهبی را بکوبند .
علاوه بر آن سعی شود که جامعه هزاره در مسایل سیاسی هوشیار بوده و تلاش نماید تا دوستان و شریک های منطقه ای چه از اهل سنت و چه در سایر اقوام برای خود دست و پاکند .
بدون شک افراد تحصیل کرده و قلم بدست میتواند سهم فعالی در این راه داشته باشد .
اینجانب دانش در افغانستان عزیز بدنیا آمده ام.