گلبدین حکمتیار در زمان ظاهر شاه عضو اخوان المسلمین شد و با ریختن اسید بر روی دختران و زنانی که به دانشگاه کابل درس میخواندند ، جنایتهای خود را آغاز کرد. در دوران جمهوری داود از ترس محاکمه و مجازات به پاکستان فرار کرد و در آنجا با دستگاه استخباراتی پاکستان آشنا شده و در طی چندین سال به مهره اصلی آی اس آی در افغانستان تبدیل گردید . با اشغال افغانستان توسط روسها ، تحت عنوان مجاهد هم از کمکهای هشتاد درصدی آمریکا برخورد گردید و هم سیاستهای استخباراتی پاکستان را در افغانستان اجراء میکرد. با سقوط دولت کمونیستها و آمدن مجاهدین به کابل ، با راکت باران کرد ن کابل به بیشترین عامل تخریب کابل و کشتار مردم معروف گردید . با آمدن طالبان از آنجاییکه سیاست کثیف پاکستان در افغانستان به انتها نرسیده بود ، بنا بر تاکتیک به ایران پناهنده شد. با سقوط طالبان ، به جای همکاری و همیاری با مردم مظلوم افغانستان ، دوباره به دستگاه استخباراتی پاکستان پناه آورد و در طی سالهای اخیر با کشتار مردم بیگناه ادامه داده و هم اکنون با ارسال پیام عید فطر به رسانه ها ، نفاق و دشمنی خود را با حقوق اقلیتها و خصومت خونی خود را مردم هزاره علنی نمود.
از دیدگاه مردم افغانستان ، حکمتیار یک مرده سیاسی بیش نیست و زمانی که بیشترین کمکهای جهانی را در اختیار داشت ، نتوانست اقلیتها را از افغانستان محو کند . چه رسد به حالا که نه تنها قدرت گذشته را ندارد بلکه از نظر مردم افغانستان به یک خائن و مزدور معروف است . لذا رجز خوانی او و تهدید اقوام مختلف افغانستان از جمله مردم هزاره ، نشان دهنده مرگ سیاسی اوست که از سالها قبل آغاز گردیده است .
حکمتیار میداند که در میدان افغانستان محلی از اعراب ندارد . این گزافه گوییها فقط به خاطر اظهار وجود است تا اذهان مردم افغانستان او را فراموش نکرده باشند.
بهترین توصیه ما به حکمتیار این است که تمام عمرت به جنگ و کشتار و خون گذشت . به حرمت ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر دست از خیانت بردار شاید توبه ات پذیرفته شود . سالهای عمرت به سر رسیده . به فکر عزراییل باشد که چند روز دیگر تو را در بر خواهد گرفت .
