در تاریخ ۲۵ اگوست ۲۰۱۰ یا ۳ سنبله ۱۳۸۹ شمسی  در یکی از تلویزیونهای سوئد بنام اس وی تی ، نظاره گر  فیلم مستند انگلیسی بودم که بسیار تکاندهنده بود و لحظه ای شرمسار شدم از اینکه خود را از افغانستان بدانم و متعلق به کشوری بدانم که بیش از ۹۹ فیصد جمعیت آن مسلمان میباشد.

تهیه کنندگان این فیلم مستند از ترس جان و از اینکه بتوانند همکاری بیشتر خلاف کاران را جلب نمایند ، به بهانه اینکه در حال تحقیق و مطالعه در باره سنت بچه بازی در افغانستان هستند و به گونه ای این روش در اروپاه هم وجود دارد ، توانسته اند که همکاری تعدادی از مردان فعال در زمینه سوء استفاده جنسی از اطفال را به خود جلب نمایند. چنانچه از این فیلم بدست میاید این است که کودکان افغان ، به صورت آشکار و بدون جلوگیری نیروهای پولیس ، قربانی بدترین نوع سوء استفاده های جنسی میشوند و حتی در این راستا ، باندهای مافیائی بوجود آمده و این صنعت سوادگری ، برای بعضی افراد سود کلانی را ببار آورده است. در آخر وقتی عاملین سوادگر این صنعت زشت و قبیح به تهیه کنندگان فیلم شک میکنند ، تهیه کنندگان از ترس جان ، از افغانستان خارج میشوند.

جالب تر آن است که تهیه کننده این فیلم مستند ، در ابتدا در دکانهای فیلم و سی دی فروشی (که در گوشه و کنار شهرهای افغانستان ، بخصوص در کابل از تعداد کتابفروشی بیشتر است )، میروند و میبینند که انواع فیلم رقص و سوء استفاده جنسی از اطفال و کودکان به صورت آزادانه به فروش میرسد . در قسمتی از این فیلم پسر بچه های ۱۰ الی ۱۲ ساله را نشان میدهد که توسط والدین به خاطر فقر و نداری به سوداگران جنسی اطفال فروخته شده و طعمه شکار  حیوانات انسان نما میگردند.

در لحظه ای احساس کردم که یک پدر و مادر چقدر بیرحم و پست باشد که طفل ده ساله خود را به بهای اندکی این چنین به فروش رساند؟ و انسان دیگر چقدر بی وجدان باشد تا از این فقر سوء استفاده کرده و  اطفال معصوم را طعمه هوسهای حیوانی خود کند؟

بی درنگ به یاد قوم لوط افتادم که در قرآن شریف در باره خشم و غضب الهی نسبت به کسانی که به همجنسگرائی روی آوردند ، تذکر داده شده است. پیش خود گفتم شاید این همه رنج و بدبختی که در افغانستان است ، شاید همان خشم و غضب الهی است که برای بدکاران و گنهکاران وعده داده شده و در این میان ، تر و خشک همه میسوزند.

در سایت ایرانیان یو کی در این باره نوشته است :

"حافط" پسربچه 14 ساله رقصنده , از جمله كودكاني است كه سرنوشت غم انگيز او در اين فيلم مورد توجه سازنده قرار مي گيرد. او كه بواسطه تبحرش در رقص و نيز چهره خوش سيماي خود تبديل به يكي از "مقبول ترين" كودكان رقصنده در شمال افغانستان شده در جريان اختلاف ميان دو سركرده شبه نظامي بر سر اينكه چه كسي "صاحب اوست" به قتل مي رسد. مادر و برادر بزرگ "حافظ" در گفتگويي با سازنده فيلم توضيح مي دهند كه چگونه حافظ با تهديد در اختيار سوداگران "بچه بازي" افغانستان قرار گرفته و پس از زندگي غم انگيزي كه تجاوز جنسي از بخش هاي روزانه آن بوده, سرانجام بصورت فجيعي توسط مردان مسلح به قتل رسيده است.

همچنین در سایت عنوان  در باره سوء استفاده جنسی از اطفال در افغانستان نوشته شده :

کودکان در افغانستان قربانیان بدترین نوع انحراف جنسی سازمان یافته یعنی پدوفیلی یا بیماری جنسی کودک آزاری هستند.

رقص یک پسر با لباس زنانه در بعضی مناطق افغانستان

(رقص یک پسر با لباس زنانه در یکی از محافل خلافکاران)

در سایت دیگر بنام سه نسل در این باره گفته شده است که :

کودک آزاران با سوءاستفاده از فقر اقتصادی خانواده ها، بچه های کم سن و سال را با تطمیع پول و غذا به خود جذب می کنند و مورد سوءاستفاده قرار می دهند.
 
آنچه بیشتر ناراحت کننده است آن میباشد که هر کس در مقابل این باندهای خلافکار مبارزه نماید ، به قتل میرسد و پولیس افغانستان تا کنون نتوانسته با این پدیده شوم مقابله کند و یا هم نخواسته است خود را در گیر این مسائل نماید.
 
مطلب آخر اینکه واجب است بر علماء افغانستان تا در منابر از زشتی و قباحت این عمل و گناه کبیره این روش ، سخن بگویند و پولیس و دولت  کرزی موظف هستند تا با این عمل شوم مبارزه کنند.
 
 
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در باره آزار جنسی اطفال گزارشی منتشر کرده است.
 
 
در سایت خبری وطن آمده است که : كودكان افغان قربانيان بدترين نوع انحراف جنسي هستند.
 
 

با توجه با مطالب قوق در میابیم که چه زییا آیه ۱۷۹ سوره اعراف قرآن شریف در باره بعضی از انسانهای گمراه و خلافکار میفرماید:
 

اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون : آنان همانند چهار پایانند حتی گمراه تر از آنهایند، اینان خود غافلانند.

تا کنون این فیلم مستند در اکثر کشورهای اروپائی به نشر رسیده است.

اگر خواهان دیدن قسمتی از این فیلم مستند در یوتیوب هستید بر روی مطلب ذیل کلیک نمایید.

بخشی از فیلم مستند سوء استفاده جنسی از اطفال