آقای ربانی ، که سالها یکی از طرفهای درگیر با نیروهای طالبان بوده است ، در طی چند روز اخیر ، به پاکستان سفر نموده تا جریان صلح با طالبان را پی گیری نماید. در این سفر با مقامات بلند پایه پاکستان ، از جمله رئیس جمهور ، صدر اعظم و ... ملاقات میکند. در حالیکه پاکستان درگیر بحران سیاسی داخلی بوده و هر لحظه ممکن است ، دولت یا پارلمان منحل شود.

سوالی که برای اذهان عمومی پاسخ داده نشده این است که چطور ممکن است ، طالبان با کسی بر سر میز مذاکره بشیند که سالها با او جنگیده است. و از طرفی آیا در افغانستان قحط الرجال میباشد که تمامی پست های کلیدی افغانستان بدست چند نفر داده میشود که در طی سالهای متمادی در جنگ ، ویرانی و کشتار مردم دست داشته است. افرادی مثل ربانی ، سیاف ، قسیم فهیم ، حکمتیار و ... مجسمه های منفوری میباشند که در بین جامعه ، غیر از قتل و جنایت کارنامه دیگری ندارند.

جالب تر اینکه با وجود اصرار و تکرار جناب کرزی و التماس از طالبان ، برای پیوستن به جریان صلح ، نه تنها انگیزه طالبان برای مبارزه کمتر نشده است بلکه از جهاتی ، بر شدت و قوت حمله های خود برای خروج نیروهای خارجی و بر اندازی حکومت کرزی ، افزوده اند.

جریان صلح ربانی و طالبان ، وقتی  مضحکه طالبان قرار  میگردد که در زمان سفر او به پاکستان ، عملیاتهای انتحاری در قندهار ، هفده نفر را به قتل رسانده و ۲۳ نفر دیگر را مجروح میسازد. بهتر بود آقای کرزی ، برای جلب اعتماد طالبان ، فرد بیطرفی را به عنوان مسئول شورای صلح انتخاب میکرد و در این راه صداقت بیشتری از خود نشان میداد. معلوم نیست آیا آقای کرزی در این چند سال باقی مانده از ریاست خود ، موفق خواهد شد تا ملاعمر را به صلح بکشاند یا خیر؟ سوالی که هیچ کس  جواب دقیق را نمیداند .....